چه شود!! این روزا دیگه ما سرمون شلوغه برای مهمونی روز یکشنبه آقا آرمان.
خونه عمه مهوش از امروز شلوغ پلوغه و مشغول دکوراسیون اتاق پذیرایی و تهیه چند نوع غذا و دسر و سفارش کیک از بیرون و .....
و صد البته مهمترین و ظریفترین کار باز مال مامان آذی بود ، بله دیگه ، درست کردن هدایای یادگاری میهمانان.
خیلی کار ظریفی بود ولی خب مامان آذی که مرده کارهای هنریه خلاصه سنگ تموم گذاشت و دیشب که اونا رو برد خونه عمه مهوش ، فکر کنم باورشون نمیشد و کلی تعجب کرده بودند و گفتند که چقدر نازه.
حالا عکساشو اینجا ببینید. این ساکهای کاغذی از نظر بزرگی به انداره یک لیوان آب هستند و به همین خاطر خیلی کار ظریف و وقت گیری بود.
توجه کردید به اون پستونکهای آبی که با یک پلاک که روش نوشته It's a Boy با روبان روی دسته ساک بسته شده ، چقدر ناز و بامزه هست.
اون جوجه اردک های زرد هم سمبلی است از Satorlan ، کارتونش رو یادتونه چقدر قشنگ بود.
آخه بابارضا وقتی کوچیک بوده ، مدل راه رفتنش بامزه بوده با اون کون قلمبه ، بنابراین بهش میگفتن Satorlan ، و حالا چون من هم همش کون قلمبه ام رو مامان آذی حس میکنه و فکر میکنه که نسبتا گردتر و قلمبه تر از بچه های معمولی است ، این برچسب رو انتخاب کرده.
این پشت ساک که میبینید ، این یک کار گرافیکی هست که مامان آذی خودش ساخته و پرینت گرفته و چسبونده. این عکس نی نی فرشته رو از اینترنت پیدا کرده و گذاشته توی این کادر گرد و نام مهمونی و تاریخش رو روش نوشته.البته تنظیمش کار سختی بودها ، خیلی قشنگه مگه نه؟؟؟؟ من این مامان هنرمند افتخار میکنم.
فعلا خدافظ تا دوشنبه که بیاییم و عکسهای مهمونی رو نشون بدیم













نوشته شده در ساعت 








