سلام ، من و مامان آذی امروز وقت دکتر داشتیم و همه چیز رو چک کرد و گفت که عالیه ، صدای قلب من رو هم برای مامان آذی گذاشت و گفت که ۱۳۰ تا در دقیقه میزنه و خیلی خوبه.
بعدش به سر کوچولوی من دست زد و گفت که این پسره سرش پایینه و پاهاش بالاست و مامان آذی کلی ذوق کرد که خودش قبلا حدس زده بود که همینطوره ، آخه بعضی وقتها که میخوام کش و قوس بیام با پاهام که فشار میدم مثل اینکه میخوره به ریه های مامانی و مامان هی جابجا میشه و انگاری که نفسش بگیره هی نفس عمیق میکشه.
خب ، من چیکار کنم ، دارم گنده میشم و جام هم داره کم میشه و تازشم باید هر روز ورزش کنم ، خب ، اینطوری میشه دیگه . تازه وقتی مامانی چیزای خوشمزه میخوره مثل توت فرنگی و هلو و هندونه و ..... خب من بیشتر کیف میکنم و فعالیتم بیشتر میشه ، ولی سعی میکنم بچه خوبی باشم و زیاد مامانی رو فشار ندم.
راستی مامان آذی چند تا عکس از این همسایه جدیدمون ، همون پرنده براتون اینجا گذاشته ولی اینا رو از اینترنت تهیه کرده ، چون این همسایه ما اینقدر وحشیه که اصلا نمیشه ازش عکس گرفت و تا ما رو میبینه فرار میکنه.













نوشته شده در ساعت 








