OurCuteBaby

روزشمار و خاطرات نی نی ما تا بدنیا آمدنش و ......

OurCuteBaby

روزشمار و خاطرات نی نی ما تا بدنیا آمدنش و ......

چه روزای خوبی

 

 

سلام سلام

 

این روزا نی نی و مامان آذی خیلی خوشحال هستند چون بابارضا اومده و کلی داره بهمون خوش میگذره ، شبی که بابارضا رسید مامان آذی کلی متعجبش کرد چون خونه رو تزئین کرده بود با چند تا پلاکارد ، welcome home honey  و یه عالمه بادکنک و چیزای خوشمزه ای که بابارضا دوست داره پخته بود و کلی شمع روشن کرده بود و ......... خلاصه خیلی جالب بود. تازه فیلم برداری هم کرد که خیلی توی اون تصاویر بابارضا دیدنی هستش.

 

ولی از روزی که اومده همش به مامان آذی میگه گنده خوشگل من ، مامان آذی هم میگه من گنده نیستم ، این نی نی هست که من رو گنده کرده ، خلاصه کلی واسه خودشون سوژه خنده دارند.

 

امروز شنبه هم که تعطیلی آخر هفته هست اینجا ، و بعد از یک دوره طولانی سرما آفتابی شده ، بابارضا داره ما رو میبره ؛‌ونکوور ، کانادا؛ مطمئن هستم که خوش می گذره ، آخه می دونید چیه ، این مامان و بابای من عاشق سفرهای زمینی با ماشین هستند.

 

راستی به خاله بهنوش میگم که باشه هر ایمیلی دوست داری بده تا باهات مکاتبه کنیم.

 

خدا رو شکر می کنیم و ازش می خواهیم که دل همه آدمها رو شاد کنه و همه رو به آرزوهایی که دارند برسونه و در آخر به ما هم کمک کنه که زودتر همه کارامون انجام بشه تا مامان آذی بره پیش بابارضا و تنهایی نکشند این دو تا. آمین

 

آمادگی برای مهمونی baby shower نی نی

 

سلام و صد سلام به نی نی تیتیش مامانی ما،

 

مامانی ، خیلی خودتو داری لوس می کنی که همه جا حرف تو هست ها، ها؟؟؟؟

دیروز که خونه عمه جون مهوشت بودم ، گفت که میخواد مهمونی baby shower رو ایشون خونه خودش برات برگزار کنند.

 

 این مهمونی یه چیزی شبیه سیسمونی آوردن در ایران میمونه ، ولی در ایران این کار رو مادر زن انجام میده ولی اینجا فامیل و دوستان و آشنایان این کار رو می کنن و هر کسی یه جزئی از سیسمونی رو میخره و در این مهمونی، که یکی از اطرافیان نی نی آن را برگزار می کنه ،تقدیم می کنند و هر کم و کسری دیگه ای بود رو مامان و بابای نی نی می خرند. البته میگن قبلا این مهمانی رو طوری برگزار می کردند که مامان نی نی متوجه نشه و یهو یک روز قبل میگفتن که مهمونی داریم و وقتی مادر نی نی میومده ، تعجب زده اش می کردند ، ولی حالا کمی تغییر کرده و برای دکوراسیون و غذا و چیزهای دیگه نظر مامان نی نی رو می پرسند و طبق سلیقه اون انجام میدن ، واسه همین دیروز با عمه مهوش رفتیم یه دوری توی فروشگاههای مربوط به کارهای دستی وهنری زدیم و یک سری ایده گرفتیم برای کارت دعوت و دکوراسیون خونه و کیک و همچنین یادگاری هایی که به مهمونها باید بدیم ، که قرار من و بابا رضا فکرامون رو بکنیم و بگیم که چه جوری باشه قشنگتره و همچنین لیست مهمونها رو هم باید بدیم بهشون.

 

خلاصه دیشب توی اینترنت و سایتهای مختلف تونستم کلی اطلاعات جمع کنم ، آخه این اولین بار هست که در انجام چنین مراسمی سهیم هستم و بنابراین لازمه که یک سری پیش زمینه فکری و تجسمی داشته باشم ، وای نمی دونی نی نی یک چیزای خوشگل دیدم و هوس کردم که برات انجام بدم . خیلی جالب بود ، من که مرده کارهای دستی و هنری هستم ، واسه همین عمه مهوشت گفت که چون دیدم خودت توی این زمینه ها خیلی خلاقیت داری بنابراین جالبه که یکسری ها رو خودت انجام بدی و ذوق و سلیقه ات رو نشون بدی.

 

البته دو سال پیش یه چنین مهمونی رفتم که مال نوه عمه مهوش جون بود و یه سری چیزا هم اونجا یاد گرفتم.

 

راستی به دوستانی که دوست دارند اطلاعات بیشتری راجع به این مراسم کسب کنند می گم که میتونن در اینترنت قسمت جستجو تایب کنند babay shower و کلی وبسایت بدست میاد که می تونن راجع به این موضوع بخونند.

 

هورررراااااااا مهمونی !!!!!

 

راستی توی یادداشت هام دیدم که بابایی نه ماه و نه روز نوشته که اینقدر پسره گلش ظریفه که از دلش نمیاد بهش دست بزنه ، آخی ، نازی. خیلی باید دیدنی باشه. خدا پشت و پناهش.

 

از دوست عزیزم بهنوش جون که لطف میکنه و به وبلاگ ما سر میزنم می خواستم بپرسم که من آدرس وبلاگت رو یا ایمیلی چیزی ازت ندارم ، در یادداشت بعدی اگه ممکنه برام بزارش. 

 

برف برف برف در این وقت از فصل بهار .....

 

 

وای خدای من ............... نی نی میبینی کار خدا رو ؟‌ میگن انسان در کار خدا هیچ کارست راست میگن ها ، هر جور که خودش دوست داره برای ما در نظر میگیره .

باورتون میشه الان امروز که ۳۰ اردیبهشت یعنی ۱۸ آپریل است اینجا داره برف میاد از عصری که اومده تا حالا ۱۰ سانتیمتر نشسته و اخبار میگه تا صبح میخواد بیاد ،‌ خدا خودش رحم کنه. آخه خدا جونم این وقت سال بعد از گرمای بهار که همه درختها به شکوفه نشستن و باغجه ها پر از گل هستند ،‌چرا باید برف بیاد ،‌همه که دیگه سوختند از سرما!!!!!!

 

البته زیبایی این برف جای خود ، مامان آذی کلی برای نی نی فیلمبرداری کرده از عجایب خلقت که اتفاق افتاده . همه جا سفید و تمیز و قشنگ شده ولی خب ..........

 

نی نی ما هم فکر کنم از فرط هیجان مامانش امروز فعالیتش صد چندان شده ،‌اونم مثل مامانش میشه حتما که از طبیعت و کارهای جور واجور خدا هیجان زده میشه و لذت میبره و هزاران بار به درگاهش شکر میکنه.

 

آخ جون جمعه شبه و صبح لازم نیست زود بیدار شد ،‌دو روز تعطیلی آخر هفته رو برای همه آرزو می کنیم که خوب باشه و لذت ببرند.

 

راستی دیدید بابارضای من برای اولین بار برام یادداشت گذاشته در متن قبل از امروز. کلی به خودم بالید ،‌چقدر تعریف و تمجید کرده ازم . پس بگو ... تا حالا خجالت میکشیده چیزی برام بنویسه والا مامان آذی میگه ،‌ دست به قلمش خوبه . مرسی بابایی مهربون من و بابالنگ دراز مامان آذی که ما اینقدر دوست داریم.